درباره ی قصه:

زن و شوهری در روستایی زندگی می‌کردند. سال‌ها از ازدواجشان می‌گذشت، اما صاحب فرزند نمی‌شدند. هر دو عاشق بچه بودند و نداشتن فرزند، غصه‌ی بزرگی برایشان شده بود.

سال‌ها گذشت تا روزی حکیمی به روستا آمد. مردم، یکی‌یکی برای درمان دردهایشان نزد او می‌رفتند.

زن نیز مانند دیگران نزد حکیم رفت و از او برای درمان مشکلش کمک خواست.

حکیم پس از کمی تأمل، تخم پرنده‌ای به او داد و گفت...

***

درباره تسهیل گر:

سودابه صابری
راوی سال‌های کودکی و قصه‌های ماندگار

سال‌هاست که قصه، کودکان و خیال، بخش مهمی از زندگی سودابه صابری است؛
مربی قصه‌گویی و نمایش عروسکی و بازنشسته‌ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، که هجده سال از عمر حرفه‌ای خود را در کانون پرورش فکری سرچشمه گذرانده است.

او سال‌ها برای کودکان قصه گفته، عروسک‌ها را جان بخشیده و جهان نمایش را به دنیای خیال آنان پیوند زده است.

در جشنواره‌های نمایش عروسکی استانی و منطقه‌ای، بارها به‌عنوان برگزیده معرفی شده و لوح‌های تقدیر دریافت کرده است. در جشنواره‌های قصه‌گویی استانی نیز حضور داشته و چندین بار عنوان برگزیده را از آن خود کرده است.

یک دوره داوری جشنواره نمایش عروسکی استانی را بر عهده داشته و در کنار همکارانش، یک سال عنوان مرکز طلایی کشوری و یک سال مرکز طلایی استان را برای مرکز سرچشمه به ارمغان آورده است.

از دیگر افتخارات او، کسب چندین عنوان برگزیده در سوگواره‌های عاشورایی است.

اما شاید مهم‌تر از همه‌ی این عنوان‌ها و لوح‌ها، سال‌هایی باشد که در کنار کودکان ایستاده؛
سال‌هایی که قصه گفته، شنیده، ساخته و به کودکان یادآوری کرده است که
خیال، می‌تواند اولین راهِ پرواز باشد.